+ - x
 » از همین شاعر
1 تا که رفتی از برم حتی جهانم گریه کرد
2 امشب که گریه کردم بغض ترا عزیزم
3 امشب به زلف های خیالم رسن شدی
4 شوهرم قریه دار کوچه ماست
5 حالا به پشت پنجره پروانه ام هنوز
6 باز دنیای مرا نالید و رفت
7 رازی میان سینه ء من خار گشته است
8 زندگی خار و خشت میخواهد
9 در کوچه سکوت دلش سخت خسته بود
10 بعد از هزار سال دلم را بلد نشد

 » بیشتر بخوانید...
 سر نهاده بر قدم های بت چین نیستی
 بیا که ساقی عشق شراب باره رسید
 شبانه
 تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج
 ز عشق آن رخ خوب تو ای اصول مراد
 هم پای خورشید پاییز
 مات خود را صنما مات مکن
 ز دریچه های چشمم نظری به ماه داری
 اگر تو گرم و من سردم
 با وی از ایمان و کفر باخبری کافریست

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۳

شوهرم قریه دار كوچه ماست
نان و گندم به خانه خروار است
ما شبانه شراب مینوشیم
خون مردم به كوزه بسیار است...

دخترك ریسمان به گردن كرد
در دل قریه گریه ها برپاست
دخترك مادری به طفلم بود
شوهرم قریه دار كوچه ماست

مادرم گفت: « فرن » گریه نكن
صبح روشن ز طلوعش پیداست
گفتم : ای مادر من غصه نخور
مرگ دو سه زن دیگر اینجاست...

من كه دیدم كسی به خانه نبود
سری از خانه ام بدر كردم
شوهرم رفت ... و مثل باد آمد
چادر مرگ را به سر كردم

مادرم گفت بلند شو از خواب
گله از تشنگیش خواهد مُرد
روی نا شسته به راه افتادم
گرگ آمد گله ی چوپان خورد

مادرم گفت دگر گریه نكن
مثل بقال تو هم فخر فروش
زندگی آمد و فریادددد... كشید
گفت: ای روسپیم! زهر بنوش


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *