+ - x
 » از همین شاعر
1 کور و کر می خواهمت نی کور و نی کر می شوی
2 کُله از سر فرو افتد به وقت دست و پا بوسی
3 او با ما، با ماست
4 دل بسته ام به شعر چسان در برش کنم؟
5 پیچ در پیچ
6 کوشش نما که شعر نه الهام می شود
7 قومندان با خدا نالیده می گفت
8 با یک خبر داغ چراغان شده ای باز
9 شب تاریک و برقها خاموش روشنی دیده چشم کور خودم
10 این طرف و آن طرف

 » بیشتر بخوانید...
 بحر ما را کنار بایستی
 همه صیدها بکردی هله میر بار دیگر
 ساقی برخیز کان مه آمد
 هرجا روی ای ناله سلامی ببر از ما
 من دی نگفتم مر تو را کای بی نظیر خوش لقا
 شیر خدا بند گسستن گرفت
 ساقیا گردان کن آخر آن شراب صاف را
 زندگی ارزد به تن
 به پیشت نام جان گویم زهی رو
 تنورت گرم تا ماند؛ بسوزانم بسوزانم!

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

گفتند چنانیم و بوالله که چنین ایم
در بیشه چو ببریم و ددان را به کمینیم

پرواز نکردیم که افلاک بگیریم
لیکن به زمین جمله سزاوار نگینیم

مستیم و الستیم و در میکده بستیم
افسانه ی ننوشته ی عشق و دل و دینیم

با دانش و عقل و خرد و جمله مزایا
ما لاشتک محکم ایزار زمینیم

ما اهل نبردیم و یقین دار که مردیم
چندیست ولیکن که کمی خانه نشینیم

مشغول نمازیم و گرفتار مناجات
غیر از دو سه سریال به یک روز نبینیم

پاینده تر از ما به جهان کیست؟ کجا؟ کو؟
تاریخ سگ ماست که شایسته ترینیم

صد نسل دگر زین به پشت اند همه مردم
نازند به این بخت که ما پشت به زینیم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *