+ - x
 » از همین شاعر
1 ای ساقی خوش اندام جام وفا بیاور
2 کوشش نما که شعر نه الهام می شود
3 شب تاریک و برقها خاموش روشنی دیده چشم کور خودم
4 مردمان عمری پی کلاف سرگُم میروند
5 کرزیا! چشم ترا صدقه که گریان می کند
6 پیچ در پیچ
7 بشوران کله را هی! هی! شهید پیسه دار آید
8 قومندان با خدا نالیده می گفت
9 سال نو سال خوشی، سال صفاست
10 این طرف و آن طرف

 » بیشتر بخوانید...
 من مرگ غفلتم
 اشکم دهل شده ست از این جام دم به دم
 دارم امید عاطفتی از جناب دوست
 چو بربندند ناگاهت زنخدان
 صنما چنان لطیفی که به جان ما درآیی
 هزار جان مقدس فدای سلطانی
 طایر دولت اگر باز گذاری بکند
 می آید سنجق بهاری
 می بسازد جان و دل را بس عجایب کان صیام

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

گفتند چنانیم و بوالله که چنین ایم
در بیشه چو ببریم و ددان را به کمینیم

پرواز نکردیم که افلاک بگیریم
لیکن به زمین جمله سزاوار نگینیم

مستیم و الستیم و در میکده بستیم
افسانه ی ننوشته ی عشق و دل و دینیم

با دانش و عقل و خرد و جمله مزایا
ما لاشتک محکم ایزار زمینیم

ما اهل نبردیم و یقین دار که مردیم
چندیست ولیکن که کمی خانه نشینیم

مشغول نمازیم و گرفتار مناجات
غیر از دو سه سریال به یک روز نبینیم

پاینده تر از ما به جهان کیست؟ کجا؟ کو؟
تاریخ سگ ماست که شایسته ترینیم

صد نسل دگر زین به پشت اند همه مردم
نازند به این بخت که ما پشت به زینیم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *