+ - x
 » از همین شاعر
1 ساعتی خندید با خود از دم ِ یك روسپی
2 امشب به زلف های خیالم رسن شدی
3 حرفی نگفته دارم از روز آشنایی
4 با غروب نگهش آمد و طوفانم کرد
5 باز دنیای مرا نالید و رفت
6 امشب که در آیینه مرورم کردی
7 زندگی خار و خشت میخواهد
8 امشب که گریه کردم بغض ترا عزیزم
9 بعد از هزار سال دلم را بلد نشد
10 شوهرم قریه دار کوچه ماست

 » بیشتر بخوانید...
 بانگ تسبیح بشنو از بالا
 این کینه وران باز به نیرنگ دگر
 تن مزن ای پسر خوش دم خوش کام بگو
 ای یوسف خوش نام ما، خوش می روی بر بام ما
 گر می فروش حاجت رندان روا کند
 آخر از هجران به وصلش در رسیدستی دلا
 ذوق روی ترشش بین که ز صد قند گذشت
 گریه تلخ
 سیمرغ و کیمیا و مقام قلندری
 باز شد در عاشقی بابی دگر

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۲

تا که رفتی از برم حتی جهانم گریه کرد
مرگ آمد بر درم عمر جوانم گریه کرد

آمدی دستی نهادی روی دستان دلم
اتفاقی در گرفت و جسم و جانم گریه کرد

قهر کردی باز میل اشتیاقم تکه شد
از نگاه آتشین ات استخوانم گریه کرد

بوسه هایت جام ویران دلم را تازه کرد
در حضورت آتشی گشتم لبانم گریه گرد

در نبودت سجده کردم خاک پایت را ولی
تشنه تر گردید باران آسمانم گریه کرد


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *