+ - x
 » از همین شاعر
1 امروز دیدمت که تو در خانهء منی
2 امشب که در آیینه مرورم کردی
3 امشب به زلف های خیالم رسن شدی
4 ساعتی خندید با خود از دم ِ یك روسپی
5 حالا به پشت پنجره پروانه ام هنوز
6 زندگی خار و خشت میخواهد
7 حرفی نگفته دارم از روز آشنایی
8 یک هفته شده مرا پریشان کردی
9 امشب که گریه کردم بغض ترا عزیزم
10 رازی میان سینه ء من خار گشته است

 » بیشتر بخوانید...
 ای ببرده دل تو قصد جان مکن
 قصه ی وفا
 به کودکان در خون خفته ی هلوکاست غزه
 هزار مرد به پای تو جان سپردند و....
 به تن با ما به دل در مرغزاری
 به خوابیدگان
 باز چه شد تو را دلا باز چه مکر اندری
 بی گاه شد بی گاه شد خورشید اندر چاه شد
 به چه روی پشت آرم به کسی که از گزینی
 زلزله

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۲

امشب که در آیینه مرورم کردی
عاشق بودم دوباره کورم کردی
من آمده ام تا که ترا بنگرم و
گفتی که برو زنده به گورم کردی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *