+ - x
 » از همین شاعر
1 شوهرم قریه دار کوچه ماست
2 امشب به زلف های خیالم رسن شدی
3 تا که رفتی از برم حتی جهانم گریه کرد
4 یک هفته شده مرا پریشان کردی
5 ساعتی خندید با خود از دم ِ یك روسپی
6 امروز دیدمت که تو در خانهء منی
7 بعد از هزار سال دلم را بلد نشد
8 زندگی خار و خشت میخواهد
9 باز دنیای مرا نالید و رفت
10 امشب که گریه کردم بغض ترا عزیزم

 » بیشتر بخوانید...
 باغ
 گر کنم با این سر پرشور بالین سنگ را
 این عشق جمله عاقل و بیدار می کشد
 چرا چون ای حیات جان در این عالم وطن داری
 یک ساعت ار دو قبلکی از عقل و جان برخاستی
 مار کر
 هر که را ذوق دین پدید آید
 بگذارمان که نشه ی آدم دبل شود
 به حق آن که در این دل بجز ولای تو نیست
 آن کس که تو را بیند وانگه نظرش بر تن

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

یک هفته شده مرا پریشان کردی
در بلخ نبودم و تو گریان کردی
بی تو چقدر سخت بود کابل هم
از جاده ء بیهقی گریزان کردی ...


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *