+ - x
 » از همین شاعر
1 حرفی نگفته دارم از روز آشنایی
2 امروز دیدمت که تو در خانهء منی
3 حالا به پشت پنجره پروانه ام هنوز
4 با غروب نگهش آمد و طوفانم کرد
5 یک هفته شده مرا پریشان کردی
6 باز دنیای مرا نالید و رفت
7 رازی میان سینه ء من خار گشته است
8 امشب که در آیینه مرورم کردی
9 شوهرم قریه دار کوچه ماست
10 ساعتی خندید با خود از دم ِ یك روسپی

 » بیشتر بخوانید...
 ای دل شکایت ها مکن تا نشنود دلدار من
 کله بی سوژه
 ای گشته ز تو خندان بستان و گل رعنا
 پی آن آهوی رم کرده بیجا کو بکو گشتم
 به صحرا بنگرم صحرا ته وینم
 از بس که مطرب دل از عشق کرد ناله
 دوستی و آشنايی با نکويان مشکل است
 سلمک الله نیست مثل تو یاری
 ای خیالی که به دل می گذری
 دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

رازی میان سینه ء من خار گشته است
دنیا به سان سایهء دیوار گشته است

هرسو هزار نالهء خاموش بیکسی
بر خاطرم چو واژه ء تکرار گشته است

رنج روان و نفرت و حرمان زنده گی
سوز دگر به قلب شرر بار گشته است

لطف خدا بهار مرا سبزتر کند
ورنه جهان چوقلب گنهکار گشته است


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *