+ - x
 » از همین شاعر
1 در کوچه سکوت دلش سخت خسته بود
2 تا که رفتی از برم حتی جهانم گریه کرد
3 زندگی خار و خشت میخواهد
4 امشب که در آیینه مرورم کردی
5 رازی میان سینه ء من خار گشته است
6 یک هفته شده مرا پریشان کردی
7 باز دنیای مرا نالید و رفت
8 با غروب نگهش آمد و طوفانم کرد
9 حالا به پشت پنجره پروانه ام هنوز
10 امروز دیدمت که تو در خانهء منی

 » بیشتر بخوانید...
 ز سر تا پا اداهايت قشنگ است
 دل چو دانه ما مثال آسیا
 در ماتم بیان در زایش زبان
 دل من رای تو دارد، سر سودای تو دارد
 به بخت و طالع ما ای افندی
 حضور ناخلف بغض
 چو عشق را هوس بوسه و کنار بود
 بانگ برآمد ز دل و جان من
 هین دف بزن هین کف بزن کاقبال خواهی یافتن
 رو رو که از این جهان گذشتی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

باز دنیای مرا نالید و رفت
بغض فردای مرا نالید و رفت

آمد و دلگیر و سرگردان نشست
روح تنهای مرا نالید و رفت

آمد و تنها و ویران مانده بود
یاد شبهای مرا نالید و رفت

زنده گی تقویم غم ها گشته بود
بخت رعنای مرا نالید و رفت

بعدها از دست عاشق بودنم
خواب رویای مرا نالید و رفت

ماهی یی گردید و بهر بغض خود
نقش دریای مرا نالید و رفت


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *