+ - x
 » از همین شاعر
1 امشب به زلف های خیالم رسن شدی
2 امشب که گریه کردم بغض ترا عزیزم
3 تا که رفتی از برم حتی جهانم گریه کرد
4 امشب که در آیینه مرورم کردی
5 یک هفته شده مرا پریشان کردی
6 با غروب نگهش آمد و طوفانم کرد
7 امروز دیدمت که تو در خانهء منی
8 حرفی نگفته دارم از روز آشنایی
9 شوهرم قریه دار کوچه ماست
10 بعد از هزار سال دلم را بلد نشد

 » بیشتر بخوانید...
 آب زنید راه را هین كه نگار می رسد
 چو افتم من ز عشق دل به پای دلربای من
 ای دلبر سنگین دل و سیمین بدن من
 اتفاق
 ای نو بهار عاشقان داری خبر از یار ما؟
 الا ای نوگل رعنا که رشک شاخ شمشادی
 امیر دل همی گوید تو را گر تو دلی داری
 سوم
 دردیدهً من بسکه هوس انگیزی
 ستاره ها و آفتاب

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

باز دنیای مرا نالید و رفت
بغض فردای مرا نالید و رفت

آمد و دلگیر و سرگردان نشست
روح تنهای مرا نالید و رفت

آمد و تنها و ویران مانده بود
یاد شبهای مرا نالید و رفت

زنده گی تقویم غم ها گشته بود
بخت رعنای مرا نالید و رفت

بعدها از دست عاشق بودنم
خواب رویای مرا نالید و رفت

ماهی یی گردید و بهر بغض خود
نقش دریای مرا نالید و رفت


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *