+ - x
 » از همین شاعر
1 امشب به زلف های خیالم رسن شدی
2 یک هفته شده مرا پریشان کردی
3 بعد از هزار سال دلم را بلد نشد
4 باز دنیای مرا نالید و رفت
5 شوهرم قریه دار کوچه ماست
6 ساعتی خندید با خود از دم ِ یك روسپی
7 امشب که در آیینه مرورم کردی
8 حرفی نگفته دارم از روز آشنایی
9 رازی میان سینه ء من خار گشته است
10 تا که رفتی از برم حتی جهانم گریه کرد

 » بیشتر بخوانید...
 حرفی نگفته دارم از روز آشنایی
 ز زندان خلق را آزاد کردم
 که خرمن دو جهان يکجو ز خوشهء من
 چو گل ز دست تو جیب دریده ای دارم
 چون تو آن روبند را از روی چون مه برکنی
 به كسانی كه می شناسم!
 طرح یک خالق زن
 جسته اند دیوانگان از سلسله
 تا کی گریزی از اجل در ارغوان و ارغنون
 نه هر که چهره برافروخت دلبری داند

۴.۷
امتیاز: ۴.۷ | مجموع آراء: ۳

حالا به پشت پنجره پروانه ام هنوز
دیریست بی صدای تو دیوانه ام هنوز

دنیا کشیده عینک احساس را ز چشم
پاییز هم رسیده و بی خانه ام هنوز

یادت بیاد بود و غمت در وجود من
تنها به این بهانه که بیگانه ام هنوز

دنیا برای غمزده احساس غصه داد
وقتی گلی شگفتهء افسانه ام هنوز


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *