+ - x
 » از همین شاعر
1 دیگر از عبور در حاشیه خسته ام
2 مرگ
3 صدای پای من همیشه تنهاست
4 فرضیه
5 پادگان
6 افتادن از چشمهایت پاییز بود
7 زلزله
8 گردن خم نمی کنم
9 روی خودم تا شده ام
10 حماقت

 » بیشتر بخوانید...
 گر تو کنی روی ترش زحمت از این جا ببرم
 برآنم تا که از تو دل بگیرم
 بوقلمون چند از انکار تو
 خوشا چشمی که او از ديدۀ دل ديده بان دارد
 مکن مکن که روا نیست بی گنه کشتن
 المنه لله که ز پیکار رهیدیم
 آن چیست یکی دختر دوشیزه ی زیبا
 علم کل چيست بگو نقطهء نادانی ما
 ساقی چو شه من بد بیش از دگران خوردم
 هر که را اسرار عشق اظهار شد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

کبریت آتش زد مرا با دفترم سوخت
آبِ دهان انداختم حرفِ ترم سوخت
یک عمر زحمت های در تنهایی شمع
دیشب تمام شعرهای دفترم سوخت
پروا نمی کردم اگر پروانه بودم
تا آمدم پر واکنم بال و پرم سوخت
می خواستم از آبگیر شب کمی مهتاب بردارم
مرهم کنم دستم سر خواب عمیق آب بگذارم
خورشید چون فواره ای قد می کشید از کوه
پروانه روی شمع توی بسترم می سوخت


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *