+ - x
 » از همین شاعر
1 روی خودم تا شده ام
2 خانه را در بی کسی طی می کنم
3 کبریت
4 پنجره
5 زلزله
6 قاب
7 میز
8 گورستان
9 پادگان
10 تیمسار

 » بیشتر بخوانید...
 سمندر مشربی را ناير و نير گلستانست
 غزل بزرگ
 حسرت
 دل را ز من بپوشی یعنی که من ندانم
 تو بمال گوش بربط که عظیم کاهل است او
 به مهر مادرگیتی مکش رنج امید اینجا
 ایدل همه اسباب جهان خواسته گیر
 مرز
 نگشتم از تو هرگز ای صنم سیر
 کل عقل بوصلکم مدهش

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

گاهی فکر می کنم
وناگهان به خاطر می آورم
که ربطی به من نداشت
توخوابیده بودی
وخواهرت خانه تکانی می کرد
که زلزله کارش تمام شد
تکانی که داده بود
خیلی تکان دهنده بود
ربطی به من نداشت


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *