+ - x
 » از همین شاعر
1 افتادن از چشمهایت پاییز بود
2 روی خودم تا شده ام
3 خیابان
4 گورستان
5 گردن خم نمی کنم
6 عکس
7 پنجره
8 حماقت
9 ماه کُشی
10 نگاهبان

 » بیشتر بخوانید...
 شکفته شد گل حمرا و گشت بلبل مست
 عقل از کف عشق خورد افیون
 گر لاش نمود راه قلاش
 آه کان سایه خدا گوهردلی پرمایه ای
 به جان تو که مرو از میان کار مخسب
 رواق منظر چشم من آشیانه توست
 کسی که عاشق آن رونق چمن باشد
 بر تارکم اين ترک نمد ترک جهان است
 ای یاد تو در ظلمت شب همسفر من
 یا ربا این لطف ها را از لبش پاینده دار

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

روی بامی که ماه نداشت
توی خوابی که داشت می دید بودم
دستی به صورتم کشید و بیدارم کرد
چه کسی!؟
سربازهای آویخته بر بندهای رخت
ملافه های تاخورده براندام زمختِ تخت
پاسخگوی هر کسی نیستند
زمان که عقربه ها را چکش کرده بود وبردیوار می کوبید
میدان صبحگاه
که پر از تانک بودو نفربر
صفِ صریح سربازان
وپیکر پروانه ی بی بال و پر
جز مدارکی که باید بایگانی می شد چه بودند؟
روی بامی که ماه نداشت
بالی بلند وزیده بود
مرد بی موردی که در حال می دید
ازروی خوابهای خود می پرید
بال پروانه ای دریده بود


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *