+ - x
 » از همین شاعر
1 لالایی
2 حماقت
3 مرگ
4 کاغذ دیواری
5 خیابان
6 بگذار برگردم!
7 صدای پای من همیشه تنهاست
8 باد گاهی قدمش را به تماشا می برد
9 عکس
10 بادراه

 » بیشتر بخوانید...
 بخت از دهان دوست نشانم نمی دهد
 دزدید جمله رخت ما لولی و لولی زاده ای
 تا ديدۀ من بر رخت ای سيمبر افتاد
 گر از شراب دوشین در سر خمار داری
 جبر انتخابی
 چارچوب دروازه
 از انبهی ماهی دریا به نهان گشته
 گر چه هم رزم ایم اما فخر بیرق از شما
 ما را خدا از بهر چه آورد بهر شور و شر
 در ظلمت از چشم يقين آنکس که ايوان يافته

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

می گذارم تیمسار
باستاره ای که سرانجام می افتد
در پادگان خدا شود
چه فرقی می کند؟
می گذارم
سربازانی که چفیه سوغات می برند
بی خواهشی از جفتی ستاره ی ناقابل
لیلای شب های کوچه گردی خود باشند
چه فرقی می کند؟
اصلن ستاره هایم را به تو خواهم داد سرکار!
کتابم را بیاور و بگذار
تنها
حالی
در شعرهای تازه ام جا بیاورم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *