+ - x
 » از همین شاعر
1 روی خودم تا شده ام
2 نگاهبان
3 گردن خم نمی کنم
4 لالایی
5 کاغذ دیواری
6 صدای پای من همیشه تنهاست
7 بادراه
8 ماه کُشی
9 گورستان
10 زلزله

 » بیشتر بخوانید...
 گفته ای من یار دیگر می کنم
 گهی جویندهٔ حسن غریبی
 ای آنک اندر باغ جان آلاجقی برساختی
 دریوزه ای دارم ز تو در اقتضای آشتی
 دل ما آتش و تن موج دودش
 حرم دام
 مجلس خوش کن از آن دو پاره چوب
 بادست مرا زان سر اندر سر و در سبلت
 ای مشک سوده گیسوی آن سیمگون تنی ؟
 شنیدم مرگ با یزدان چنین گفت

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

داسی به گردن داشتی
حالا طنابی
چه خاکی سرت ریختی که فواره زد
از چشمهایت
چیزی که از آن می گریزی
مرا به لا وقعی نیست
بالای خوابگاهم
بالاتری یا نه؟
تنها
آهی به سوی تو پرتاب می کنم
زمین
پایین تر افتاده ست
بالاتری یا نه!؟


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *