+ - x
 » از همین شاعر
1 کی می آیی
2 نگاهبان
3 این بار دوم است
4 دیگر از عبور در حاشیه خسته ام
5 لالایی
6 مرگ
7 خیابان
8 صدای پای من همیشه تنهاست
9 عکس
10 فرضیه

 » بیشتر بخوانید...
 ثباتش ده که میر شش جهات است
 چنان مستم چنان مستم من امروز
 بازم صنما چه می فریبی
 منم آن دزد که شب نقب زدم ببریدم
 عیسی چو تویی جانا ای دولت ترسایی
 هست امروز آنچ می باید بلی
 الا ای نقش روحانی چرا از ما گریزانی
 ای سينه ات بسان گل نسترن سفيد
 پیش جوش عفو بی حد تو شاه
 به استاد سرآهنگ

۳.۰
امتیاز: ۳.۰ | مجموع آراء: ۱

دیواری کاغذ پوش
تفنگی سر به هوا در گوشه ای تنها سر روی دیوار گذاشت
ببری که در کاغذ کمین کرده ست
دیگر از تفنگ نمی ترسد
آهوی ناگهانی که در آغوش ببر رفت
یار تنهایی اوست
با اینهمه تنهاییم که بر تخت خواب رفته حالا که نیستم
با وقتی که هستم تنهاست!
و بارها با آهوی ناگهان وچشمهای ببر از خواب پریده ست
حالا آهویی که نمی ترسید
ببری که تنهایی ست
شاعری ست پیروبی تفنگ که می ترسد!


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *