+ - x
 » از همین شاعر
1 ماه کُشی
2 مرگ
3 کی می آیی
4 گورستان
5 بگذار برگردم!
6 بدرود
7 زلزله
8 عکس
9 دیگر از عبور در حاشیه خسته ام
10 خانه را در بی کسی طی می کنم

 » بیشتر بخوانید...
 معشوقه به رنگ روزگارست
 ما را ز خیال تو چه پروای شراب است
 بازی
 غزلی در نتوانستن
 چمنی که تا قیامت گل او به بار بادا
 پیک فرهادم خبر از بیستون آورده ام
 طایر دولت اگر باز گذاری بکند
 گر تیغ بارد در کوی آن ماه
 پاییز
 جهان را محکمی از امهات است

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

آن روزها که می گذشتم
آرام تر می نمود
حالا تندتر می رود
رودخانه را می گویم
می دویدم نمی رسیدم
حالا که ایستاده ام آنجایم!
خانه را می گویم
خوا بیده ام
توی تنهایی خانه
و خواب می بینم
که رودخانه هنوز هم می خواند
تا برای همیشه خواب دیده باشم!


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *