+ - x
 » از همین شاعر
1 قاب
2 بادراه
3 حماقت
4 افتادن از چشمهایت پاییز بود
5 کبریت
6 ماه کُشی
7 خیابان
8 این بار دوم است
9 گورستان
10 باد گاهی قدمش را به تماشا می برد

 » بیشتر بخوانید...
 از خود و بیگانه
 ماییم و می و مطرب و این کنج خراب
 دو رباعی
 دست پلید غم
 آقا و عقل
 عشق چیست؟
 باران زد و به خاطر باران دلم گرفت
 مهار تبسم
 به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

دل که به دریا زدم
دلتنگی هایم در تو پهلو گرفتند
در آینه ایستادم که تنهاییم بکوچانم
نماندم که جای تو بمانم
زندان تو من نیستم
دیواری اگر بودم کلنگی بردار!
رو نمی چرخانم
چشمهایم بسته می کنم که ازتو نگه داری کنم
پلک هایت را ملایم بردار!
تا مرا باد نبرد


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *