+ - x
 » از همین شاعر
1 عاشقم عاشق به رویت، گر نمی دانی بدان
2 دور از رخت سرای درد است خانه من
3 به دشمن آزادی زنان
4 دیوانه نمودم دل فرزانه خود را
5 یار از دل من خیر ندارد
6 ای دزدیده چشم از آهو
7 زندگی آخر سر آید بندگی در کار نیست
8 زیر زنجیر، ای مبارز خلق
9 خبر داری که از غم آتشی آفروختم بی تو
10 صدره در انتظارت تا پشت در دویدم

 » بیشتر بخوانید...
 هست به خطه عدم شور و غبار و غارتی
 گفتم مکن چنین ها ای جان چنین نباشد
 خط عذار یار که بگرفت ماه از او
 به حق روی تو که من چنین رویی ندیدستم
 سفر کردم به هر شهری دویدم
 حالا به پشت پنجره پروانه ام هنوز
 شب قدر است جسم تو کز او یابند دولت ها
 این روزها درون من از اژدها پُر است
 زپیراهن تنت را گر ربایم
 او با ما، با ماست

۴.۲
امتیاز: ۴.۲ | مجموع آراء: ۲۲

دور از رخت سرای درد است خانه ی من
خورشید من کجایی سرد است خانه ی من
دیدم تو را ز شادی از آسمان گذشتم
جانان من چو گشتی دیگر ز جان گذشتم
آخر خودت گواهی: من از جهان گذشتم
بی تو کنون سرای درد است خانه یمن
خورشیدی من کجایی
سرد است خانه ی من

من دردمند عشقم درمان من تویی، تو
من پای بند صدقم، پیمان من تویی، تو
امید من تویی، تو، ایمان من تویی، تو
دور از رخت سرای سرد است خانه ی من
خورشید من کجایی
سرد است خانه من

غیر از تو من به دنیا یار دیگر ندارم
جز از خیال عشقت فکر به سر ندارم
سر می دهم ولیکن دست از تو بر ندارم
دور از رخت سرای سرد است خانه ی من
خورشیدی من کجایی
سرد است خانه من


تا کنون ۴ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

مجتبی:

خیلی زیبا و شور انگیز!!!




آرزو تنها:

بسیار آهنگ زیبا و شنیدنی خواندن دلخواه من است.




روح الله:

تشکر رفیق...
این شعر با صدای ناب آقای دریا محشر به پا میکند.




کبیر:

من درد مند عشقم درمان من تویی تو...........




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *