+ - x
 » از همین شاعر
1 زندگی آخر سر آید بندگی در کار نیست
2 صدره در انتظارت تا پشت در دویدم
3 به دشمن آزادی زنان
4 ای درد تو آرام دل من
5 ای دزدیده چشم از آهو
6 تنیده یاد تو در تار و پودم، میهن، ای میهن!
7 دیوانه نمودم دل فرزانه خود را
8 زیر زنجیر، ای مبارز خلق
9 عاشقم عاشق به رویت، گر نمی دانی بدان
10 یار از دل من خیر ندارد

 » بیشتر بخوانید...
 آن ماه سخن ز بامیان می گوید
 یا ساقی شرف بشراباتک زندی
 یک زوزه ی وحشتناک از حنجره آورده
 بشنو خبر صادق از گفته پیغامبر
 تبسم های زخم وحشت
 پل و زورق نمی خواهد محیط کبریا اینجا
 باد گاهی قدمش را به تماشا می برد
 عاشق آن قند تو جان شکرخای ماست
 پیوند
 در سوگ استاد شکوری

۴.۲
امتیاز: ۴.۲ | مجموع آراء: ۲۲

دور از رخت سرای درد است خانه ی من
خورشید من کجایی سرد است خانه ی من
دیدم تو را ز شادی از آسمان گذشتم
جانان من چو گشتی دیگر ز جان گذشتم
آخر خودت گواهی: من از جهان گذشتم
بی تو کنون سرای درد است خانه یمن
خورشیدی من کجایی
سرد است خانه ی من

من دردمند عشقم درمان من تویی، تو
من پای بند صدقم، پیمان من تویی، تو
امید من تویی، تو، ایمان من تویی، تو
دور از رخت سرای سرد است خانه ی من
خورشید من کجایی
سرد است خانه من

غیر از تو من به دنیا یار دیگر ندارم
جز از خیال عشقت فکر به سر ندارم
سر می دهم ولیکن دست از تو بر ندارم
دور از رخت سرای سرد است خانه ی من
خورشیدی من کجایی
سرد است خانه من


تا کنون ۴ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

مجتبی:

خیلی زیبا و شور انگیز!!!




آرزو تنها:

بسیار آهنگ زیبا و شنیدنی خواندن دلخواه من است.




روح الله:

تشکر رفیق...
این شعر با صدای ناب آقای دریا محشر به پا میکند.




کبیر:

من درد مند عشقم درمان من تویی تو...........




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *