+ - x
 » از همین شاعر
1 عاشقم عاشق به رویت، گر نمی دانی بدان
2 ای درد تو آرام دل من
3 به دشمن آزادی زنان
4 دور از رخت سرای درد است خانه من
5 خبر داری که از غم آتشی آفروختم بی تو
6 تنیده یاد تو در تار و پودم، میهن، ای میهن!
7 صدره در انتظارت تا پشت در دویدم
8 زندگی آخر سر آید بندگی در کار نیست
9 زیر زنجیر، ای مبارز خلق
10 ای دزدیده چشم از آهو

 » بیشتر بخوانید...
 بیا ساقی می ما را بگردان
 خواهی ز جنون بویی ببری
 شکفته ام به تماشای چشم شهلائی
 گل سرخ غربت
 خبر واده کز این دنیای فانی
 آه کان سایه خدا گوهردلی پرمایه ای
 تو تا بنشسته ای بر دار فانی
 سر گرفته است کار من امروز
 آخر گل و خار را بدیدی
 خامشی ناطقی مگر جانی

۴.۵
امتیاز: ۴.۵ | مجموع آراء: ۶

یار از دل من خبر ندارد
یا آه دلم اثر ندارد

آز آثار قدیمی

جز عشق جهان هنر ندارد
یا دل هنر دگر ندارد
یا موسم صبر من خزان شد
یا نخل امید بر ندارد
یا بر رخ من نمی شود باز
یا قلعه بخت در ندارد
یا وصل تو قسمت بشتر نیست
یا طالع من ظفر ندارد
یا دامن رحم تو طلسم است
یا ناله من شرر ندارد
یا تیر تو بگذرد نهانی
یا سینه ی دل سپر ندارد
یا عشق خط امان به او داد
یا دل زبلا حذر ندارد
یا چشم تو با دلم رفیق است
یا شیر سیه خطر ندارد
یا با دل خسته مهربان باش
یا جان بستان، ضرر ندارد

مسکو 1939


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *