+ - x
 » از همین شاعر
1 تا این خرد خام تو، معیار بود
2 شهرت طلبی چند به هم ساخته اند
3 تا بر لب من آه شرر باری هست
4 ما مرغ اسیر بی پر و بال توییم
5 آن ماه سخن ز بامیان می گوید
6 این سنگ ملون که گهر می نامند
7 هر ذره ی خاک من زبانی دارد
8 در باغ جهان تو هم گل زیبایی
9 کشتند بشر را که سیاست این است
10 یارب سوزی که جسم و جان را سوزم

 » بیشتر بخوانید...
 در چشمانت
 گر تو پنداری به حسن تو نگاری هست نیست
 رهروان روز
 مرا در واژه ها جویید
 تو جان و جهانی کریما مرا
 ای یار من ای یار من ای یار بی زنهار من
 رو که به مهمان تو می نروم ای اخی
 تیغ را گر تو چو خورشید دمی رنده زنی
 کجاست ساقی جان تا به هم زند ما را

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

در باغ جهان تو هم گل زیبایی
بویا و دل انگیز و چمن آرایی
عمری ست که گلهای دگر می خندند
این غنچه ی تر چرا تو لب نگشایی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *