+ - x
 » از همین شاعر
1 از مرگ نترسم که مددکار من است
2 چه باشد زندگانی را بهایی
3 چو گم شد پرتو عشق از دل من
4 ای مرغ شباهنگ دل انگیز، بنال
5 آن ماه سخن ز بامیان می گوید
6 امروز که عصر علم و فرهنگ بود
7 پیران که چنین مقام و حرمت دارند
8 آن فر و شکوه کبریاییت چه شد؟
9 هر صبح که کردیم به غم شام گذشت
10 از بس خوش و مست و دلربا می آیی

 » بیشتر بخوانید...
 قصه سنگ و خشت
 با آن که می رسانی آن باده بقا را
 آنک بیرون از جهان بد در جهان آوردمش
 تو چشم شیخ را دیدن میاموز
 کجا خواهی ز چنگ ما پریدن
 هرگز دل من ز علم محروم نشد
 اگر چه باده فرح بخش و باد گل بیز است
 اندر قمارخانه چون آمدی به بازی
 بده آن باده دوشین که من از نوش تو مستم
 همه بازان عجب ماندند در آهنگ پروازم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ای سرو روان که نخل امید منی
وی مایه ی جان که عمر جاوید منی
در شهر شما که آسمان پر ابر است
مهتاب منی، فروغ خورشید منی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *