+ - x
 » از همین شاعر
1 زندگی آخر سر آید بندگی در کار نیست
2 به دشمن آزادی زنان
3 تنیده یاد تو در تار و پودم، میهن، ای میهن!
4 زیر زنجیر، ای مبارز خلق
5 یار از دل من خیر ندارد
6 دور از رخت سرای درد است خانه من
7 صدره در انتظارت تا پشت در دویدم
8 دیوانه نمودم دل فرزانه خود را
9 ای درد تو آرام دل من
10 ای دزدیده چشم از آهو

 » بیشتر بخوانید...
 دكمه دكمه می شرمم چاك سینه هایت را
 پادگان
 نگه دارد برهمن کار خود را
 شهری گم شده است
 برآن سرم که ز دامن برون کشم پا را
 ای سنگ دل تو جان را دریای پرگهر کن
 بيا که مست و مدهوشت شوم يار
 رباب مشرب عشقست و مونس اصحاب
  کشم آهی که گردون پر شرر شی
 گاویست در آسمان و نامش پروین

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

زیر زنجیر ای مبارز خلق
زور نشکستنی بده تو نشان

در وفا ایستاده باش و از این
دشمنان را به حال بد بنشان

گر تنت را کنند پاره به تیغ
با تبسم تو پاره کن دلشان

فتح با توست از آنکه حق با توست
شعله ی روح را فرو منشان


مسکو 1950


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *