+ - x
 » از همین شاعر
1 ای دزدیده چشم از آهو
2 یار از دل من خیر ندارد
3 عاشقم عاشق به رویت، گر نمی دانی بدان
4 به دشمن آزادی زنان
5 ای درد تو آرام دل من
6 صدره در انتظارت تا پشت در دویدم
7 زندگی آخر سر آید بندگی در کار نیست
8 زیر زنجیر، ای مبارز خلق
9 دیوانه نمودم دل فرزانه خود را
10 دور از رخت سرای درد است خانه من

 » بیشتر بخوانید...
 پیش توانگرمنشان ، پهلوی لاغر مگشا
 هرچ گویی از بهانه لا نسلم لا نسلم
 آن را که به لطف سر بخاری
 آن که پامال جفا کرد چو خاک راهم
 رفتم به طبیب جان گفتم که ببین دستم
 ای روی تو رویم را چون روی قمر کرده
 بیار باده که دیر است در خمار توام
 ببین چه سرخ چه سبز و سیاه كشته شدیم
 بربند دهان از نان کمد شکر روزه
  ضرب تیشه بشکن بیستون را

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

زیر زنجیر ای مبارز خلق
زور نشکستنی بده تو نشان

در وفا ایستاده باش و از این
دشمنان را به حال بد بنشان

گر تنت را کنند پاره به تیغ
با تبسم تو پاره کن دلشان

فتح با توست از آنکه حق با توست
شعله ی روح را فرو منشان


مسکو 1950


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *