+ - x
 » از همین شاعر
1 در باغ جهان تو هم گل زیبایی
2 عزیزان چون بدان ساحل رسیدند
3 ای سرو روان بیا که دستت بوسم
4 گر خاک در یار نفروختیم گذشت
5 سر راه غریبان خار روید
6 سرمایه ی عیش، صحبت یاران است
7 این سنگ ملون که گهر می نامند
8 چو گم شد پرتو عشق از دل من
9 از ابر سیاه لعل و گهر می ریزد
10 ای بار خدای پاک دانای قدیر

 » بیشتر بخوانید...
 کویر
 از ما مرو ای چراغ روشن
 زمستان
 ای عاشقان ای عاشقان من خاک را گوهر کنم
 در عشق هر آنک شد فدایی
 بر گرد گل می گشت دی نقش خیال یار من
 مرگ نازلی
 سفر کردم به هر شهری دویدم
 الا ای طوطی گویای اسرار
 امشب ای ماه به درد دل من تسکینی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

چون در کف روزگار گشتیم زبون
چون ساغر عشق و آرزو گشت نگون
جاسوس خرد دگر چه جوید از ما
گوید کزین شهر کشد رخت برون


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *