+ - x
 » از همین شاعر
1 در باغ جهان تو هم گل زیبایی
2 سرمایه ی عیش، صحبت یاران است
3 هر ذره ی خاک من زبانی دارد
4 دل در غم عشق تو برومند بود
5 طفلی بودم غنوده بر بستر ناز
6 ای سرو روان که نخل امید منی
7 بر قله ی کهسار، درختی برپاست
8 صبح است ز خرمی جهان می خندد
9 عارف به دل ذره جهان می بیند
10 ای بار خدای پاک دانای قدیر

 » بیشتر بخوانید...
 برخیز تا شراب به رطل و سبو خوریم
 وحشی روش از حيرت يکتايی خويشم
 شنا كن مسیر رودی را كه از چشم های كوه شروع شد
 دستگیری پدرانه یا مردسالاری تجربی
 سبق الجد الینا نزل الحب علینا
 کی بپرسد جز تو خسته و رنجور تو را
 علونا سماء الود من غیر سلم
 فصل سبز شعر
 هله صدر و بدر عالم منشین مخسب امشب
 بود که بار دگر بشنوم صدای تو را ؟

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

چون در کف روزگار گشتیم زبون
چون ساغر عشق و آرزو گشت نگون
جاسوس خرد دگر چه جوید از ما
گوید کزین شهر کشد رخت برون


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *