+ - x
 » از همین شاعر
1 یارب به کسانی که جگر سوخته اند
2 دل در غم عشق تو برومند بود
3 آن ماه سخن ز بامیان می گوید
4 با خلق نکو بزی که زیور این است
5 ای سرو روان بیا که دستت بوسم
6 صبح است ز خرمی جهان می خندد
7 ای سرو روان که نخل امید منی
8 در گلشن زندگی به جز خار نبود
9 اگر دانی زبان اختران را
10 ای بار خدای پاک دانای قدیر

 » بیشتر بخوانید...
 زين پرسيدنم نباشد گناه من کو خطای من چه
 ای دل به کوی عشق گذاری نمی کنی
 گر یکی شاخی شکستم من ز گلزاری چه شد
 شب گشت ولیک پیش اغیار
 دم به دم از ره دل پیک خیالش رسدم
 جان خاک آن مهی که خداش است مشتری
 ای قوم بحج رفته کجایید کجایید
 ای مونس و غمگسار عاشق
 ای کرده در جهان غم عشقت سمر مرا
 قصه های تلخ

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

چون در کف روزگار گشتیم زبون
چون ساغر عشق و آرزو گشت نگون
جاسوس خرد دگر چه جوید از ما
گوید کزین شهر کشد رخت برون


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *