+ - x
 » از همین شاعر
1 ای بار خدای پاک دانای قدیر
2 ما مرغ اسیر بی پر و بال توییم
3 کشتند بشر را که سیاست این است
4 در باغ جهان تو هم گل زیبایی
5 گر خاک در یار نفروختیم گذشت
6 یارب به کسانی که جگر سوخته اند
7 عارف به دل ذره جهان می بیند
8 دی شاخ شکوفه در چمن می خندید
9 بیا ساقی بده آن جام گلرنگ
10 دل در همه حال تکیه گاه است مرا

 » بیشتر بخوانید...
 ترازوی طلایی
 یک سخن در عشق دایم قابل یادآودریست:
 قرار زندگانی آن نگارست
 نمی گفتی مرا روزی که ما را یار غاری تو
 این شعر به پرنده شدن های ما ه گُل
 مکن سراغ غبار ز پا نشستهٔ ما را
 ای آنک تو شاه مطربانی
 بیتویی های من
 نشد از پرده تنها حق رخ تابیدنم پنهان
 ای که ازین تنگ قفص می پری

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ما مرغ اسیر بی پر و بال توییم
هر جا که روی چون سایه دنبال توییم
گر خسته شدی ز راه، دل مرکب توست
حمال تو و ملک تو و مال توییم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *