+ - x
 » از همین شاعر
1 ای سرو روان که نخل امید منی
2 دل در همه حال تکیه گاه است مرا
3 چو از دل عشق رفت آزار آید
4 آن نیمه ی نان که بینوایی یابد
5 ما مرغ اسیر بی پر و بال توییم
6 عارف به دل ذره جهان می بیند
7 ای غره به اینکه دهر فرمانبر توست
8 طفلی بودم غنوده بر بستر ناز
9 گر علت مرگ را دوا می کردند
10 در باغ جهان تو هم گل زیبایی

 » بیشتر بخوانید...
 پدرم
 ای عشق کز قدیم تو با ما یگانه ای
 چیست صلای چاشتگه خواجه به گور می رود
 عقل دریابد تو را یا عشق یا جان صفا
 در را كه محكم بر رویت می بندی
 تزویر
 ای گرد عاشقانت از رشک تخته بسته
 باده بده باد مده وز خودمان یاد مده
 ای فصل با باران ما بر ریز بر یاران ما

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ای سرو روان بیا که دستت بوسم
لبهای ظریف می پرستت بوسم
گر من نخورم تو باده در جامم ریز
تا مست شوم دو چشم مستت بوسم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *