+ - x
 » از همین شاعر
1 چو گم شد پرتو عشق از دل من
2 بی دولت عشق زندگانی نفسی ست
3 بر قله ی کهسار، درختی برپاست
4 طفلی بودم غنوده بر بستر ناز
5 هرکس که به ازدواج پابند شود
6 پیران که چنین مقام و حرمت دارند
7 هر ذره ی خاک من زبانی دارد
8 در باغ جهان تو هم گل زیبایی
9 یارب دردی که ناله آغاز کنم
10 ای غره به اینکه دهر فرمانبر توست

 » بیشتر بخوانید...
 از آن غم ها دل ما دردمند است
 اگر خواهی مرا می در هوا کن
 مال است و زر است مکسب تن
 تعالوا بنا نصفوا نخلی التدللا
 رفتم به طبیب جان گفتم که ببین دستم
 شنیدم مرگ با یزدان چنین گفت
 چو نبود غير او اندر ميانه
 بلبل نگر که جانب گلزار می رود
 زنخدانش مکیدم تا به پستان
 ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

سر راه غریبان خار روید
ز کشت شان دل بیمار روید
به هر جایی که کارم تخم امید
به جای گل همه آزار روید


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *