+ - x
 » از همین شاعر
1 ای درد تو آرام دل من
2 به دشمن آزادی زنان
3 صدره در انتظارت تا پشت در دویدم
4 زندگی آخر سر آید بندگی در کار نیست
5 دور از رخت سرای درد است خانه من
6 ای دزدیده چشم از آهو
7 خبر داری که از غم آتشی آفروختم بی تو
8 یار از دل من خیر ندارد
9 عاشقم عاشق به رویت، گر نمی دانی بدان
10 زیر زنجیر، ای مبارز خلق

 » بیشتر بخوانید...
 می واژه
 هله نیم مست گشتم قدحی دگر مدد کن
 اگر یار مرا از من غم و سودا نبایستی
 دوش رفتم به در میکده خواب آلوده
 آن به که مرا تمکین نکنی
 ترا نومیدی از طفلان روا نیست
 غزلی برای کابل و این روز هایش...
 گر عاشقی از جان و دل جور و جفای یار کش
 گر لاش نمود راه قلاش
 سینما

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ز من بشنو کمی گر شرم داری
زن خود را که ناموست شماری
اگر پوشیده میداری چه دانند
که تو ناموسی داری یا نداری



دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *