+ - x
 » از همین شاعر
1 تنیده یاد تو در تار و پودم، میهن، ای میهن!
2 زندگی آخر سر آید بندگی در کار نیست
3 خبر داری که از غم آتشی آفروختم بی تو
4 عاشقم عاشق به رویت، گر نمی دانی بدان
5 ای درد تو آرام دل من
6 دور از رخت سرای درد است خانه من
7 زیر زنجیر، ای مبارز خلق
8 به دشمن آزادی زنان
9 ای دزدیده چشم از آهو
10 دیوانه نمودم دل فرزانه خود را

 » بیشتر بخوانید...
 چو بی گه آمدی باری درآ مردانه ای ساقی
 بیا ساقی می ما را بگردان
 اگر با تو نبودم
 ای بی خبر بکوش که صاحب خبر شوی
 رفت عمرم در سر سودای دل
 بی نکورويی گلستان خوش نمی آيد مرا
 جنازه های متحرک
 بود آیا که در میکده ها بگشایند
 دلهای گریخته
 نوازش

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ز من بشنو کمی گر شرم داری
زن خود را که ناموست شماری
اگر پوشیده میداری چه دانند
که تو ناموسی داری یا نداری



دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *