+ - x
 » از همین شاعر
1 سر راه غریبان خار روید
2 سرمایه ی عیش، صحبت یاران است
3 ما مرغ اسیر بی پر و بال توییم
4 صبح است ز خرمی جهان می خندد
5 این سنگ ملون که گهر می نامند
6 این کینه وران باز به نیرنگ دگر
7 کشتند بشر را که سیاست این است
8 چو گم شد پرتو عشق از دل من
9 از ابر سیاه لعل و گهر می ریزد
10 دل در غم عشق تو برومند بود

 » بیشتر بخوانید...
 اسفندیار
 غلامم خواجه را آزاد کردم
 برفت یار من و یادگار ماند مرا
 ستم است اگر هوست کشدکه به سیر سرو و سمن درآ
 چون عمر به سر رسد چه شیرین و چه تلخ
 چون سرو کلفتی چند پیچیده اند بر ما
 دهم
 مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد
 بلندتر شده ست آفتاب انسانی
 چکامه های آزادی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

تا این خرد خام تو، معیار بود
این ساختن و شکستت کار بود
تنها نه سرت به پای من خورد به سنگ
هر جا که روی تو سنگ و دیوار بود


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *