+ - x
 » از همین شاعر
1 در باغ جهان تو هم گل زیبایی
2 بی دولت عشق زندگانی نفسی ست
3 دی شاخ شکوفه در چمن می خندید
4 صبح است ز خرمی جهان می خندد
5 آن منظر فیض صبحگاهی بنگر
6 شهرت طلبی چند به هم ساخته اند
7 ای مرغ شباهنگ دل انگیز، بنال
8 ما مرغ اسیر بی پر و بال توییم
9 سرمایه ی عیش، صحبت یاران است
10 عارف به دل ذره جهان می بیند

 » بیشتر بخوانید...
 ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست
 چو اندرآید یارم چه خوش بود به خدا
 تقدیم به زنی که در آن سوی آّب ها غمگین و تنهاست
 اگر به خشم شود چرخ هفتم از تو بری
 دو نیمه سیب
 دل چو دانه ما مثال آسیا
 روی تو جان جانست از جان نهان مدارش
 ای رخت فکنده تو بر اومید و حذر بر
 خارج آهنگی ندارد سبحه و زنار ما
 گفتم که عهد بستم وز عهد بد برستم

۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۱

پیران که چنین مقام و حرمت دارند
زان نیست که یک دو دم قدامت دارند
این حرمت از آن است که آنها دو نفس
در رفتن از این خرابه سبقت دارند


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *