+ - x
 » از همین شاعر
1 بیا ساقی بده آن جام گلرنگ
2 این صبح همان و آن شب تار همان
3 در باغ جهان تو هم گل زیبایی
4 کشتند بشر را که سیاست این است
5 هر صبح که کردیم به غم شام گذشت
6 آن فر و شکوه کبریاییت چه شد؟
7 پیران که چنین مقام و حرمت دارند
8 امروز که عصر علم و فرهنگ بود
9 آن ماه سخن ز بامیان می گوید
10 ای مرغ شباهنگ دل انگیز، بنال

 » بیشتر بخوانید...
 گوهر حمد بکف بس دولت تقدير ما
 این شعر به پرنده شدن های ما ه گُل
 هر خوشی که فوت شد از تو مباش اندوهگین
 ترا یک مشت میخواهم
 قصه یی برای کودکم
 آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرین داد
 ای تو ولی احسان دل ای حسن رویت دام دل
 عیش هاتان نوش بادا هر زمان ای عاشقان
 ای دل رفته ز جا بازمیا
 طوق جنون سلسله شد باز مکن سلسله را

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

گر علت مرگ را دوا می کردند
گر چاره ی این نوع دو پا می کردند
می دیدی کاین جماعت تیره نهاد
بر روی زمین چه فتنه ها می کردند


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *