+ - x
 » از همین شاعر
1 دل در غم عشق تو برومند بود
2 ما مرغ اسیر بی پر و بال توییم
3 صبح است ز خرمی جهان می خندد
4 چو از دل عشق رفت آزار آید
5 اگر دانی زبان اختران را
6 افسوس که زندگی دمی بود و غمی
7 یارب به کسانی که جگر سوخته اند
8 آن منظر فیض صبحگاهی بنگر
9 با خلق نکو بزی که زیور این است
10 دانی که شبان چه فتنه آغاز کند

 » بیشتر بخوانید...
 درین محفل که دارد شام بربند وسحربگشا
 شکر ایزد را که دیدم روی تو
 به میان دل خیال مه دلگشا درآمد
 یک دامن بهار
 ز دریچه های چشمم نظری به ماه داری
 میان باغ گل سرخ های و هو دارد
 چه لطف بود که ناگاه رشحه قلمت
 تا به شب ای عارف شیرین نوا
 خوشه چین
 برای معشوقه پیر

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

یارب به کسانی که جگر سوخته اند
یک عمر متاع درد اندوخته اند
خاکم به هوای آن جوانمردان کن
کز هر چه بجز تو دیده بردوخته اند


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

Mohammad:

با سلام و درود بیکران بدرود .




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *