+ - x
 » از همین شاعر
1 از بس خوش و مست و دلربا می آیی
2 یارب دردی که ناله آغاز کنم
3 سر راه غریبان خار روید
4 دانی که شبان چه فتنه آغاز کند
5 صبح است ز خرمی جهان می خندد
6 از مرگ نترسم که مددکار من است
7 ای سرو روان که نخل امید منی
8 ای مرغ شباهنگ دل انگیز، بنال
9 هرکس که به ازدواج پابند شود
10 عزیزان چون بدان ساحل رسیدند

 » بیشتر بخوانید...
 من نمی گويم چنين کن يا چنان کار مرا
 رموز وادی ايمن بياموز
 چه خوش گفت اشتری با کره خویش
 ای باد بی آرام ما با گل بگو پیغام ما
 بوسه گاه رحمت
 بخش نخست
 اگر خاک تو از جان محرمی نیست
 حرارت عشق
 چرا نه در پی عزم دیار خود باشم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

بی دولت عشق زندگانی نفسی ست
هنگامه ی عشرت جوانی هوسی ست
بی باد بهار جای گل در گلشن
یا دسته ی خار خشک یا مشت خسی ست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *