+ - x
 » از همین شاعر
1 و رود خانه ی افتاده بین هر دوی ما

 » بیشتر بخوانید...
 چو اسم شمس دین اسما تو دیدی
 می سوزم از فراقت روی از جفا بگردان
 هان ای طبیب عاشقان دستی فروکش بر برم
 چون همه عشق روی تست جمله رضای نفس ما
 جان منست او هی مزنیدش
 خاطره ها
 شبی که قصة فانوس و باد میگفتند
 بخش ششم
 ای همه منزل شده از تو ره بی رهه
 دل من دل من دل من بر تو

۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۲


روابط من و چشمت شکست را کم داشت

چرند مردم این شهر پست را کم داشت

همین که عشق به دروازه ام رسید فقط

جواب مثبت یک مرد مست را کم داشت

به دخترانگی ات دختری که پنهان بود

نگاه منتظر زن پرست را کم داشت

به این نتیجه رسیدم ولی که ما شدنم

همان توافق روز الست را کم داشت

و رودخانه ی افتاده بین هردوی ما

به هم رسیدن یک جفت دست را کم داشت


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *