+ - x
 » از همین شاعر
1 مهربان
2 گنجشک های حوالی این شهر

 » بیشتر بخوانید...
 بعد از سماع گویی کان شورها کجا شد
 آهنگ عاشقانه
 هم نظری هم خبری هم قمران را قمری
 وصال ما وصال اندر فراق است
 طفل یتیم
 ساقی انصاف خوش لقایی
 ای برادر عاشقی را درد باید درد کو
 هر که را ذوق دین پدید آید
 حسن تو همیشه در فزون باد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

گنجشک های حوالی این شهر
خیلی غریب اند
حتا به کودکان شان هم دروغ می گویند

واما!
وقتی بغض را کنار بگذارند
و تو دستانت را لای برف ها پنهان کنی
سپیدیی داری
که در آن می شود تمام تاریکی ها را
به گور بسپاری

و تاریکی...

گاهی از تشنه گی شب می میرم
پلک هایم به هم نمی رسند

خدا!
حوا در کجای زمین به آدم می رسد

انگار بغض عنکبوتی می شود
که ساده به دور من می چرخد
مثل گنجشکی که هی
به کودکان اش دروغ می گوید


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *