+ - x
 » از همین شاعر
1 اگر رفیق شفیقی درست پیمان باش
2 شراب تلخ می خواهم که مردافکن بود زورش
3 باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش
4 یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش
5 خوشا شیراز و وضع بی مثالش
6 هاتفی از گوشه میخانه دوش
7 ببرد از من قرار و طاقت و هوش
8 ای همه شکل تو مطبوع و همه جای تو خوش
9 قسم به حشمت و جاه و جلال شاه شجاع
10 در عهد پادشاه خطابخش جرم پوش

 » بیشتر بخوانید...
 آبیار چمن رنگ، سراب است اینجا
 چو در رسید ز تبریز شمس دین چو قمر
 ناگهان اندردویدم پیش وی
 افسانه ی زندگی
 بازرسید آن بت زیبای من
 جفا از سر گرفتی یاد می دار
 از دیده خون دل همه بر روی ما رود
 ساقی تو شراب لامکان را
 ز قند یار تا شاخی نخایم
 من پار بخورده ام شرابی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

می خواه و گل افشان کن از دهر چه می جویی
این گفت سحرگه گل بلبل تو چه می گویی
مسند به گلستان بر تا شاهد و ساقی را
لب گیری و رخ بوسی می نوشی و گل بویی
شمشاد خرامان کن و آهنگ گلستان کن
تا سرو بیاموزد از قد تو دلجویی
تا غنچه خندانت دولت به که خواهد داد
ای شاخ گل رعنا از بهر که می رویی
امروز که بازارت پرجوش خریدار است
دریاب و بنه گنجی از مایه نیکویی
چون شمع نکورویی در رهگذر باد است
طرف هنری بربند از شمع نکورویی
آن طره که هر جعدش صد نافه چین ارزد
خوش بودی اگر بودی بوییش ز خوش خویی
هر مرغ به دستانی در گلشن شاه آمد
بلبل به نواسازی حافظ به غزل گویی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *