+ - x
 » از همین شاعر
1 مادر
2 جنازه های متحرک
3 گریه تلخ
4 باور کن
5 قصه ی عشق
6 خزان
7 این روز ها و خون من و گردن از شما
8 یک جنون بی رقم، معتاد می سازد مرا
9 یک آسمان ابر پر از دود میشوم

 » بیشتر بخوانید...
 ای دلزار محنت و بلا داری
 افق روشن
 آمده ای بی گه خامش مشین
 دی بنواخت یار من بنده غم رسیده را
 این افعال كمكی برایت هیچ كاری نكرد
 با لب او چه خوش بود گفت و شنید و ماجرا
 تا بود در عشق آن دلبر گرفتاری مرا
 یا من نعماه غیر معدود
 چه دارد در دل آن خواجه که می تابد ز رخسارش
 سیمبرا ز سیم تو سیمبرم به جان تو

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

یک آسمان ابر پر از دود میشوم
از دست رفته کشته و نابود میشوم

از راه نارسیده و از درد ناصبور
چون آنکه مُرد و هیچ نیاسود میشوم

بر شانه های سرد غزل زار میزنم
چون شام هجر تلخ و غم اندود میشوم

از خود گرفته، از تو و این زندگی بجان
از خویشتن رمیده و مردود میشوم

در شعله های شعر و غزل های ناتمام
میسوزم و چو آتش نمرود میشوم

دل می کنم ز هرچه مرا بود در جهان
تسلیم دست ساعت موعود میشوم

با خاطرات تلخ،خودم یک شب سیاه
در انتظار لجظۀ پدرود میشوم

یا میروم ز شهر شما با دل غمین
نومید «ساغری» که دلت بود میشوم


تا کنون ۲ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

sepehr:

سلام شعر بسیار زیبایی است تبریک عرض می کنم .امید وارم همیشه سرشار از غزل باشید همیشه فکر می کردم شاید روزی برسد به دیده ی خود هم شک کنیم .بخاطر این یک بیت شعر را تقدیم می کنم
روزیکه دیده زباور شد جدا
هرچه بینم باورم نیست ای خدا
زنده باشید وشاد خوشحال می شوم برایم پیام بگذاری به درود




sepehr:

سلام شعر بسیار زیبایی است تبریک عرض می کنم .امید وارم همیشه سرشار از غزل باشید همیشه فکر می کردم شاید روزی برسد به دیده ی خود هم شک کنیم .بخاطر این یک بیت شعر را تقدیم می کنم
روزیکه دیده زباور شد جدا
هرچه بینم باورم نیست ای خدا
زنده باشید وشاد خوشحال می شوم برایم پیام بگذاری به درود




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *