+ - x
 » از همین شاعر
1 اگر به باده مشکین دلم کشد شاید
2 دی پیر می فروش که ذکرش به خیر باد
3 خرم آن روز کز این منزل ویران بروم
4 فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش
5 ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی
6 دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
7 صحن بستان ذوق بخش و صحبت یاران خوش است
8 حجاب چهره جان می شود غبار تنم
9 گفتا برون شدی به تماشای ماه نو
10 ای غایب از نظر به خدا می سپارمت

 » بیشتر بخوانید...
 خربزه خربزه ره دید، رنگ می گیره
 مادر عشق طفل عاشق را
 عمرک یا واحدا فی درجات الکمال
 یا من لواء عشقک لا زال عالیا
 نسیت الیوم من عشقی صلاتی
 اینک از شانه هایم
 بنوش باده ز دست نگار من که حلالست
 چو شیرینتر نمود ای جان مها شور و بلای تو
 این طرفه آتشی که دمی برقرار نیست
 بشوق کوی تو ای مهوش عديم مثال

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

نوش کن جام شراب یک منی
تا بدان بیخ غم از دل برکنی
دل گشاده دار چون جام شراب
سر گرفته چند چون خم دنی
چون ز جام بیخودی رطلی کشی
کم زنی از خویشتن لاف منی
سنگسان شو در قدم نی همچو آب
جمله رنگ آمیزی و تردامنی
دل به می دربند تا مردانه وار
گردن سالوس و تقوا بشکنی
خیز و جهدی کن چو حافظ تا مگر
خویشتن در پای معشوق افکنی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *