+ - x
 » از همین شاعر
1 صلاح کار کجا و من خراب کجا
2 نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
3 من دوستدار روی خوش و موی دلکشم
4 به آب روشن می عارفی طهارت کرد
5 سحرگاهان که مخمور شبانه
6 از دیده خون دل همه بر روی ما رود
7 یا رب آن آهوی مشکین به ختن بازرسان
8 یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود
9 ساقیا سایه ابر است و بهار و لب جوی
10 چو برشکست صبا زلف عنبرافشانش

 » بیشتر بخوانید...
 شیر خدا بند گسستن گرفت
 کنون که می دمد از بوستان نسیم بهشت
 تا به کی در پرده دارم آه بی تأثیر را
 هر چند که رنگ و بوی زیباست مرا
 کس مشکل اسرار اجل را نگشاد
 باوفاتر گشت یارم اندکی
 تکدرخت شرقی
 آخر ای دلبر تو ما را می نجویی اندکی
 از بار درد سرو قدم بی نمود شد
 تو را که هر چه مراد است در جهان داری

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

احمد الله علی معدله السلطان
احمد شیخ اویس حسن ایلخانی
خان بن خان و شهنشاه شهنشاه نژاد
آن که می زیبد اگر جان جهانش خوانی
دیده نادیده به اقبال تو ایمان آورد
مرحبا ای به چنین لطف خدا ارزانی
ماه اگر بی تو برآید به دو نیمش بزنند
دولت احمدی و معجزه سبحانی
جلوه بخت تو دل می برد از شاه و گدا
چشم بد دور که هم جانی و هم جانانی
برشکن کاکل ترکانه که در طالع توست
بخشش و کوشش خاقانی و چنگزخانی
گر چه دوریم به یاد تو قدح می گیریم
بعد منزل نبود در سفر روحانی
از گل پارسیم غنچه عیشی نشکفت
حبذا دجله بغداد و می ریحانی
سر عاشق که نه خاک در معشوق بود
کی خلاصش بود از محنت سرگردانی
ای نسیم سحری خاک در یار بیار
که کند حافظ از او دیده دل نورانی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *