+ - x
 » از همین شاعر
1 مهاجر چیست؟
2 قصه پرداز
3 دگر مگو که چه شد، چون شد و چه پیش آمد
4 از فراز منبر ابرها
5 بال سحر
6 خدا گر پرده بردارد ز روی کار آدمها
7 خزف و گهر
8 در آتش بی همزبانی
9 ای بسا ناجی که خود جلاد بود
10 صدف

 » بیشتر بخوانید...
 الا ای یوسف مصری از این دریای ظلمانی
 سحر بلبل حکایت با صبا کرد
 بیست و سوم
 رسیدم در بیابانی که عشق از وی پدید آید
 این طرفه آتشی که دمی برقرار نیست
 حافظ
 ماه کُشی
 تبعیدگاه
 عاشق دلبر مرا شرم و حیا چرا بود
 شاهدی بین که در زمانه بزاد

۳.۶
امتیاز: ۳.۶ | مجموع آراء: ۵

سر ها برید و تیغ قضا را بهانه ساخت
خلق خدا بکشت و خدا را بهانه ساخت

شیخ از طریق کعبه ز بتخانه سر کشید
بنگر کجا رسید و کجا را بهانه ساخت

زاهد به نوک نیزه جگر ها شکاف کرد
چون دیدمش خمید و عصا را بهانه ساخت

بود و نبود ما همه در پای غیر ریخت
گفتم: بس است،جود و سخا را بهانه ساخت

رزمندگان راه خدا را ز من بگوی
شیطان به عرصه تاخت و شما را بهانه ساخت

۱۹۹۳


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

کبیر:

یکی از اشعار نابی که با واقعیت های که عینی جامعه ای ما را بیان کرده است.




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *