+ - x
 » از همین شاعر
1 اشک
2 حافظه
3 هوای من
4 شعری که نخواستی مال تو باشد
5 بیرون از عریانی
6 در فاصله ی دردناک آب، میان قاره ها
7 ماسک
8 تمام روز، تمام شب
9 تعادل
10 قاصدک ها

 » بیشتر بخوانید...
 ای دل بی قرار من راست بگو چه گوهری
 هله نومید نباشی که تو را یار براند
 دانه های انار
 سام اسامه
 تا عاشق آن یارم بی کارم و بر کارم
 انتقام
 هله زیرک هله زیرک هله زیرک هله زوتر
 کله بی سوژه
 زشت کسی کو نشد مسخره یار خوب
 وطن

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

هیچ حیوانی به اشرف مخلوقات بودن انسان
معتقد نیست
تنم را با شاخم می خارم.
حوالی تو همیشه فاصله ی است
که می شود تا مرگ در آن غوطه ور بود
و به تو نرسید
من از تو می ترسم
از تو که سرحد تنت به آب های جهان می رسد و روزی
یا شبی
در ساعتی خیلی رمانتیک
یا در لحظه ی کاملن انسانی
سرحد انگشتانم را به سیلاب می سپاری.
زمین بر شاخ گاو نیست، عزیزم
بر مدار قلب من می چرخد
از پهلویم بر نخیز
از زندگی بیرون می لغزم
و تعادل زمین بر هم می خورد.


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

حضرت ظریفی:

سلام دختر صادق وطنم!
احساست را میبویم
با زوایای دیدم ترا میجویم
بیگانه نیستم
از خودم پندار وبر من ببار
سر شار میشوم طروت را
شاید گنه کارم خدای من!
امید بخشش دارم
نومیدم مکن
ظریفی




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *