+ - x
 » از همین شاعر
1 سرا پا اگر زرد و پژمرده ایم
2 اتفاق
3 تقصیر عشق بود
4 مساحت رنج
5 شعری برای جنگ
6 غزل تقویم ها
7 نان ماشینی
8 فصل وصل
9 گلوی شوق
10 جغرافیای ویرانی

 » بیشتر بخوانید...
 همه صیدها بکردی هله میر بار دیگر
 من و زندگی
 نمی دزدد کس از لذات کاهش آفرین خود را
 ای از نظرت مست شده اسم و مسما
 ماه امشب كاملن بر چهره ات تابیده بود
 خزان
 عاشقان را شد مسلم شب نشستن تا به روز
 به جام ديده ز خوناب دل زلال بريز
 ای آسمان این چرخ من زان ماه رو آموختم
 به روز مرگ، چو تابوت من روان باشد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

دلم قلمرو جغرافیای ویرانی است
هوای ناحیه ی ما همیشه بارانی است
دلم میان دو دریای سرخ مانده سیاه
همیشه برزخ دل تنگه ی پریشانی است
مهار عقده ی آتشفشان خاموشم
گدازه های دلم دردهای پنهانی است
صفات بغض مرا فرصت بروز دهید
درون سینه ی من انفجار زندانی است
تو فیض یک اقیانوس آب آرامی
سخاوتی، که دلم خواهشی بیابانی است!


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *