+ - x
 » از همین شاعر
1 تقصیر عشق بود
2 گلوی شوق
3 سرا پا اگر زرد و پژمرده ایم
4 شعری برای جنگ
5 اتفاق
6 نان ماشینی
7 فصل وصل
8 مساحت رنج
9 جغرافیای ویرانی
10 غزل تقویم ها

 » بیشتر بخوانید...
 دیر است که دلدار پیامی نفرستاد
 به باغ بلبل از این پس نوای ما گوید
 سکوت من زیباست
 چو سرمست منی ای جان ز خیر و شر چه اندیشی
 مثل یک بوتل ودکای پس از خوردن بود
 کارت معافیت
 کجا شد عهد و پیمانی که کردی
 روز آن است که ما خویش بر آن یار زنیم
 هرچه کردم هیچ شد، چون خاطرت با ما نبود
 شراب شعر چشمهای تو

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

دلم قلمرو جغرافیای ویرانی است
هوای ناحیه ی ما همیشه بارانی است
دلم میان دو دریای سرخ مانده سیاه
همیشه برزخ دل تنگه ی پریشانی است
مهار عقده ی آتشفشان خاموشم
گدازه های دلم دردهای پنهانی است
صفات بغض مرا فرصت بروز دهید
درون سینه ی من انفجار زندانی است
تو فیض یک اقیانوس آب آرامی
سخاوتی، که دلم خواهشی بیابانی است!


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *