+ - x
 » از همین شاعر
1 تقصیر عشق بود
2 سرا پا اگر زرد و پژمرده ایم
3 شعری برای جنگ
4 نان ماشینی
5 مساحت رنج
6 غزل تقویم ها
7 گلوی شوق
8 اتفاق
9 فصل وصل
10 جغرافیای ویرانی

 » بیشتر بخوانید...
 آن میر دروغین بین با اسپک و با زینک
 مگو با من خدای ما چنین کرد
 موعظه
 سپیده دم بدمید و سپیده می ساید
 امروز جمال تو بر دیده مبارک باد
 ای کهربای عشقت دل را به خود کشیده
 ترا از آستان خود براندند
 جهان و کار جهان سر به سر اگر بادست
 ایا خورشید بر گردون سواره
 اگر آتش است یارت تو برو در او همی سوز

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

دلم قلمرو جغرافیای ویرانی است
هوای ناحیه ی ما همیشه بارانی است
دلم میان دو دریای سرخ مانده سیاه
همیشه برزخ دل تنگه ی پریشانی است
مهار عقده ی آتشفشان خاموشم
گدازه های دلم دردهای پنهانی است
صفات بغض مرا فرصت بروز دهید
درون سینه ی من انفجار زندانی است
تو فیض یک اقیانوس آب آرامی
سخاوتی، که دلم خواهشی بیابانی است!


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *