+ - x
 » از همین شاعر
1 سرا پا اگر زرد و پژمرده ایم
2 نان ماشینی
3 اتفاق
4 شعری برای جنگ
5 گلوی شوق
6 تقصیر عشق بود
7 غزل تقویم ها
8 جغرافیای ویرانی
9 مساحت رنج
10 فصل وصل

 » بیشتر بخوانید...
 جان ما را هر نفس بستان نو
 بر تارکم اين ترک نمد ترک جهان است
 ای آب رخ از خاک درت دیدهٔ تر را
 نوازش
 در تابش خورشیدش رقصم به چه می باید
 به شکرخنده اگر می ببرد جان ز کسی
 زان جای بیا خواجه بدین جای نه جایی
 جهنم در جزیره
 باز از آن کوه قاف آمد عنقای عشق

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

شب عبور شما را شهاب لازم نیست
که با حضور شما آفتاب لازم نیست
در این چمن که ز گلهای برگزیده پر است
برای چیدن گل، انتخاب لازم نیست
خیال دار تو را خصم از چه می بافد؟
گلوی شوق که باشد طناب لازم نیست
ز بس که گریه نکردم غرور بغض شکست
برای غسل دل مرده آب لازم نیست
کجاست جای تو؟ - از آفتاب می پرسم -
سوال روشن ما را جواب لازم نیست
ز پشت پنجره بر خیز تا به کوچه رویم
برای دیدن تصویر، قاب لازم نیست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *