+ - x
 » از همین شاعر
1 فصل وصل
2 گلوی شوق
3 مساحت رنج
4 شعری برای جنگ
5 سرا پا اگر زرد و پژمرده ایم
6 جغرافیای ویرانی
7 اتفاق
8 غزل تقویم ها
9 نان ماشینی
10 تقصیر عشق بود

 » بیشتر بخوانید...
 چکامه های آزادی
 نیست در آخر زمان فریادرس
 مکن مکن که پشیمان شوی و بد باشد
 چندیست در هوای بتان پر نمی زنم
 الهی پاره ای تمکین رم وحشی نگاهان را
 ای از جمال حسن تو عالم نشانه ای
 گفتی مرا که چونی در روی ما نظر کن
 برجه ز خواب و بنگر صبحی دگر دمیده
 ای در غم بیهوده رو کم ترکوا برخوان
 جنازه های متحرک

۴.۵
امتیاز: ۴.۵ | مجموع آراء: ۲

افتاد
آنسان که برگ
- آن اتفاق زرد -
می افتد
افتاد
آنسان که مرگ
- آن اتفاق سرد -
می افتد
اما
او سبز بود و گرم که
افتاد


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *