+ - x
 » از همین شاعر
1 اتفاق
2 غزل تقویم ها
3 شعری برای جنگ
4 جغرافیای ویرانی
5 گلوی شوق
6 مساحت رنج
7 نان ماشینی
8 تقصیر عشق بود
9 سرا پا اگر زرد و پژمرده ایم
10 فصل وصل

 » بیشتر بخوانید...
 سی و دوم
 زن زدن
 این چرخ فلک که ما در او حیرانیم
 ما انصف ندمانی، لو انکر ادمانی
 به روح های مقدس ز من سلام برید
 قره العین منی ای جان بلی
 هرچه سیبی که داده بود خدا
 گذشت از چرخ و بگرفت آبله چشم ثریا را
 رضیت بما قسم الله لی
 چو درد گیرد دندان تو عدو گردد

۴.۵
امتیاز: ۴.۵ | مجموع آراء: ۲

افتاد
آنسان که برگ
- آن اتفاق زرد -
می افتد
افتاد
آنسان که مرگ
- آن اتفاق سرد -
می افتد
اما
او سبز بود و گرم که
افتاد


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *