+ - x
 » از همین شاعر
1 غلام همت والای بابه خارکشم
2 باز کجا ساز سفر می کنی
3 آخر ای دریا
4 عمر بگذشت ولیکن همه با دربدری
5 شبی در بهار
6 ای زهره

 » بیشتر بخوانید...
 چاره ای کو بهتر از دیوانگی
 آن قصر که جمشید در او جام گرفت
 دیوانه یی به کعبه گریبان دریده بود
 چون سرو کلفتی چند پیچیده اند بر ما
 مبارک باد بر ما این عروسی
 بیا بیا که پشیمان شوی از این دوری
 به تو بی تو شده روپوش بگو ميدانی
 یکی دودی پدید آمد سحرگاهی به هامونی
 آمد ترش رویی دگر یا زمهریر است او مگر
 من نمی گويم چنين کن يا چنان کار مرا

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ای زهره
ای ستارهء زیبای آسمان
رقاص نوریان
مرغان شب به ساز توآواز می کنند
ارواح پاک سوی تو پرواز می کنند
*
ای زهره
ای ستارهء زیبای تابناک
مانند موج پاک
در سیرجاودانی دریای آسمان
تاب و تب و سرود و سماع تو جاودان
*
ای زهره
ای سرود گر ساکنان نور
همداستان حور
ای بزم نوریان به وجود تو سازگار
افسانه خوان نغز کهن سال روزگار
*
ای زهره
ای نشانی دریای بیکران
ای شمع شبروان
گر چشم من نه ای در این چرخ نیلفام
حیران و محو تیره فرو مانده ای مدام


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *