+ - x
 » از همین شاعر
1 باز کجا ساز سفر می کنی
2 عمر بگذشت ولیکن همه با دربدری
3 غلام همت والای بابه خارکشم
4 آخر ای دریا
5 شبی در بهار
6 ای زهره

 » بیشتر بخوانید...
 دیدم رخ خوب گلشنی را
 به اهل پرده اسرارها ببر خبری
 از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
 چون بر رخ ما عکس جمال تو برآید
 بیست و سوم
 نقد مدرن
 روزگاری شد که در میخانه خدمت می کنم
 در نشيب از بهر سير خويش تنها ميروم
 ای تو ولی احسان دل ای حسن رویت دام دل
 عروس

۲.۰
امتیاز: ۲.۰ | مجموع آراء: ۱

شبی در بهار
بپای چنار
بیا ماه من
بهمراه من
که تا جان و دل را در آنجا کنم
بپایت نثار
بیا ای نگار

بیا بیخبر
زخویشم ببر
گهی کنج باغ
گهی سوی راغ
مکن شهربندم که یکجا دلم
ندارد قرار
بیا ای نگار

تنم دردمند
دلم مستمند
لبم در فغان
غمم بیکران
درین موجه یی تند دستم بگیر
بِرونم بیار
بیا ای نگار

چمن سبزه خیز
هوا نافه بیز
زمین گل فزون
فضا نیلگون
تو آنجا من اینجا جدا تا بکی
چرا انتظار
بیا ای نگار


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *