+ - x
 » از همین شاعر
1 من لاله ی آزادم
2 میخانه
3 بهار و شاعر محبوس

 » بیشتر بخوانید...
 غم، طرب جوش کرده است مرا
 شاه ما از جمله شاهان پیش بود و بیش بود
 خوش خرامان می روی ای جان جان بی من مرو *
 در پیکر من سیخ و جگر می روید
 اگر چه لطیفی و زیبالقایی
 شرح دهم من که شب از چه سیه دل بود
 اطیب الاسفار عندی انتقالی من مکان
 فریاد زیر آب
 گیرم که بود میر تو را زر به خروار
 در خانه غم بودن از همت دون باشد

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

نگاهم را چرا گلباز کردند
گلویم ازچه الحان ساز کرد

که از باغم به حسرت برکشیدند
لبم را بسته از آواز کردند

بهار و شاعر و حبس این چه بیداد
تفو بر رسم و آین فلک باد

گل وکوران، نسیم و بیدماغان
ز جور این وطن فریاد فریاد

که خواهد این قفس در هم شکستن
که میخواهم از ین بیداد رستن

په ظلمست این، گل آوردن به بستان
پس آنگه بلبلی را بال بستن


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *