+ - x
 » از همین شاعر
1 ای در رخ تو پیدا انوار پادشاهی
2 حالیا مصلحت وقت در آن می بینم
3 طایر دولت اگر باز گذاری بکند
4 نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی
5 سحر به بوی گلستان دمی شدم در باغ
6 آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت
7 چون شوم خاک رهش دامن بیفشاند ز من
8 چو آفتاب می از مشرق پیاله برآید
9 عشق تو نهال حیرت آمد
10 اگر چه عرض هنر پیش یار بی ادبیست

 » بیشتر بخوانید...
 روزی که مرا ز من ستانی
 ای مطرب این غزل گو کی یار توبه کردم
 ز لقمه ای که بشد دیده تو را پرده
 چو مينا سر به پای خود به هر کس احترام ما
 هر صبح که کردیم به غم شام گذشت
 خرد بیگانهء ذوق یقین است
 مرگ زیباست
 رقص آتش
 تا زهره و مه در آسمان گشت پدید
 دو رباعی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

سلیمی منذ حلت بالعراق
الاقی من نواها ما الاقی
الا ای ساروان منزل دوست
الی رکبانکم طال اشتیاقی
خرد در زنده رود انداز و می نوش
به گلبانگ جوانان عراقی
ربیع العمر فی مرعی حماکم
حماک الله یا عهد التلاقی
بیا ساقی بده رطل گرانم
سقاک الله من کاس دهاق
جوانی باز می آرد به یادم
سماع چنگ و دست افشان ساقی
می باقی بده تا مست و خوشدل
به یاران برفشانم عمر باقی
درونم خون شد از نادیدن دوست
الا تعسا لایام الفراق
دموعی بعدکم لا تحقروها
فکم بحر عمیق من سواقی
دمی با نیکخواهان متفق باش
غنیمت دان امور اتفاقی
بساز ای مطرب خوشخوان خوشگو
به شعر فارسی صوت عراقی
عروسی بس خوشی ای دختر رز
ولی گه گه سزاوار طلاقی
مسیحای مجرد را برازد
که با خورشید سازد هم وثاقی
وصال دوستان روزی ما نیست
بخوان حافظ غزل های فراقی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *