+ - x
 » از همین شاعر
1 کنون که می دمد از بوستان نسیم بهشت
2 در ازل هر کو به فیض دولت ارزانی بود
3 فاتحه ای چو آمدی بر سر خسته ای بخوان
4 ای که دایم به خویش مغروری
5 خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت
6 به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد
7 روی بنمای و وجود خودم از یاد ببر
8 گر چه افتاد ز زلفش گرهی در کارم
9 به کوی میکده هر سالکی که ره دانست
10 دلا بسوز که سوز تو کارها بکند

 » بیشتر بخوانید...
 اگر حامد شود محمود
 خبری اگر شنیدی ز جمال و حسن یارم
 دجود است اینکه بینی یا نمود است
 گر یک نفست ز زندگانی گذرد
 سینه ی کنده کنده یی دارم
 به یارکان صفا جز می صفا مدهید
 بهر شهوت جان خود را می دهی همچون ستور
 بیا نشیمن شهباز را به گریه نشینیم
 اگر زهر است اگر شکر چه شیرین است بی خویشی
 موج پوشید روی دریا را

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

زین خوش رقم که بر گل رخسار می کشی
خط بر صحیفه گل و گلزار می کشی
اشک حرم نشین نهانخانه مرا
زان سوی هفت پرده به بازار می کشی
کاهل روی چو باد صبا را به بوی زلف
هر دم به قید سلسله در کار می کشی
هر دم به یاد آن لب میگون و چشم مست
از خلوتم به خانه خمار می کشی
گفتی سر تو بسته فتراک ما شود
سهل است اگر تو زحمت این بار می کشی
با چشم و ابروی تو چه تدبیر دل کنم
وه زین کمان که بر من بیمار می کشی
بازآ که چشم بد ز رخت دفع می کند
ای تازه گل که دامن از این خار می کشی
حافظ دگر چه می طلبی از نعیم دهر
می می خوری و طره دلدار می کشی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *