+ - x
 » از همین شاعر
1 سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش
2 ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
3 روشنی طلعت تو ماه ندارد
4 تو مگر بر لب آبی به هوس بنشینی
5 به سر جام جم آن گه نظر توانی کرد
6 می فکن بر صف رندان نظری بهتر از این
7 رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید
8 زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم
9 شکفته شد گل حمرا و گشت بلبل مست
10 گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد

 » بیشتر بخوانید...
 مرگ نجار
 به شکرخنده اگر می ببرد دل ز کسی
 هر کجا آخر نهی نامش بود آنجا نخست
 از بس خوش و مست و دلربا می آیی
 رشته های پولادین
 بازشکستند خلق سلسله یا مسلمین
 از بهر خدا عشق دگر یار مدارید
 ربود عشق تو تسبیح و داد بیت و سرود
 آن که از سنبل او غالیه تابی دارد
 ای یار من ای یار من ای یار بی زنهار من

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی
بی زر و گنج به صد حشمت قارون باشی
در مقامی که صدارت به فقیران بخشند
چشم دارم که به جاه از همه افزون باشی
در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن
شرط اول قدم آن است که مجنون باشی
نقطه عشق نمودم به تو هان سهو مکن
ور نه چون بنگری از دایره بیرون باشی
کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش
کی روی ره ز که پرسی چه کنی چون باشی
تاج شاهی طلبی گوهر ذاتی بنمای
ور خود از تخمه جمشید و فریدون باشی
ساغری نوش کن و جرعه بر افلاک فشان
چند و چند از غم ایام جگرخون باشی
حافظ از فقر مکن ناله که گر شعر این است
هیچ خوشدل نپسندد که تو محزون باشی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *