+ - x
 » از همین شاعر
1 کسی که حسن و خط دوست در نظر دارد
2 بنال بلبل اگر با منت سر یاریست
3 راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد
4 از سر کوی تو هر کو به ملالت برود
5 مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم
6 خدا را کم نشین با خرقه پوشان
7 سال ها دفتر ما در گرو صهبا بود
8 الا ای طوطی گویای اسرار
9 لبش می بوسم و در می کشم می
10 خم زلف تو دام کفر و دین است

 » بیشتر بخوانید...
 ای دلبر سنگین دل و سیمین بدن من
 مه دی رفت و بهمن هم بیا که نوبهار آمد
 الا یا ساقیا انی لظمن و مشتاق
 عیش هاتان نوش بادا هر زمان ای عاشقان
 هله آن به که خوری این می و از دست روی
 چو بی گاه است و باران خانه خانه
 گه از موی میان شهرت دهد نازک خیالی را
 این بار دوم است
 ز چشمی که چون چشمه آرزو
 حسن فرنگ و جرمن پامال دلبر ماست

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

به صوت بلبل و قمری اگر ننوشی می
علاج کی کنمت آخرالدواء الکی
ذخیره ای بنه از رنگ و بوی فصل بهار
که می رسند ز پی رهزنان بهمن و دی
چو گل نقاب برافکند و مرغ زد هوهو
منه ز دست پیاله چه می کنی هی هی
شکوه سلطنت و حسن کی ثباتی داد
ز تخت جم سخنی مانده است و افسر کی
خزینه داری میراث خوارگان کفر است
به قول مطرب و ساقی به فتوی دف و نی
زمانه هیچ نبخشد که بازنستاند
مجو ز سفله مروت که شیئه لا شی
نوشته اند بر ایوان جنه الماوی
که هر که عشوه دنیی خرید وای به وی
سخا نماند سخن طی کنم شراب کجاست
بده به شادی روح و روان حاتم طی
بخیل بوی خدا نشنود بیا حافظ
پیاله گیر و کرم ورز و الضمان علی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *