+ - x
 » از همین شاعر
1 نازنین بلقیس
2 مرا صدا بزن از پشت خستگیی خودم
3 مرا، دی شبنمی از برگ رخسارت حکایت کرد
4 تا،دل ازنام تو،بامن دم زند
5 بیا مرا که غمت آب کرده یاری کن
6 پرندگان
7 مرا، امشب ببر از خویش تا، پندارهای دور

 » بیشتر بخوانید...
 ای مبدعی که سگ را بر شیر می فزایی
 دلم رمیده لولی وشیست شورانگیز
 در عشق زنده باید کز مرده هیچ ناید
 هشدار و اسکلیت
 دلت از آسمان برکن
 عصیان خدا
 از سقاهم ربهّم بین جمله ی ابرار مست
 غره مشو گر ز چرخ کار تو گردد بلند
 آه که آن صدر سرا می ندهد بار مرا
 یا خیره می شویم به رنگ پیاله ها

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

بیا مرا که غمت آب کرده یاری کن
ز نو بساز و دلم چشمه، چشمه جاری کن

بیا، به باد بده خاک خاطرات کهن
نگاهی تازه بیفشان و آبیاری کن

مگو به هیچ کسی گرچه بیتو نتوانم
اگرچه راست. ولی،اندکی ستاری کن

بیا، مریم پاکیزه ای تراوت جان
نگاهی بر شب عیسای بی حواری کن

فسانه است که سیمرغ باز می آید
مرا، به لحظه ی پرواز گل گذاری کن


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *